طبقه بندی دانشجویی

طبقه بندی دانشجویی

مملکت ما شاید تنها جایی در دنیاست که مدرک دانشگاهی در آن از نان شب واجب تر است. اینکه مدرک به دست آمده اصولا چه کاربردی داشته باشد مهم نیست.

مهم این است که یک مدرکی در دستتان داشته باشید. برای همین است که کارمند بانک مهندس صنایع خوانده، مدیر بازرگانی یک شرکت واردکننده محصولات ساختمانی مهندسی عمران خوانده، خواننده ای داریم که پزشک است، شاعری داریم که علوم آزمایشگاهی خوانده است و نقاشی که مدرک فوق لیسانس فیزیک هسته ای را روی دیوار اتاقش زده است، شخص خودم میکروبیولوژی خوانده ام و همین طور می شود ادامه داد. و همه این ها نشان می دهند که در دانشگاه ها چه بلبشویی حاکم است.

برای اینکه بهتر با این هرج و مرج آشنایی پیدا کنیم، می بایست علم طبقه بندی دانشجویان را فرابگیریم.

dnsh

۱- طبقه اول دانشجوایی اند که اصولا برای درس خواندن به دانشگاه آمده اند. این ها همان بچه خرخوان های مدارس هستند. این دانشجویان معمولا تا سطح فوق لیسانس یا دکتری در سمی خوانند و اکثرشان شاگرد اول هستند. راه شناسایی این گونه از دانشجویان بسیار راحت است. اکثر اوقات سرشان در کتاب های درسی شان است و سر کلاس درس در ردیف اول و یا حداکثر دوم می نشینند. زمانی که استاد سوال می کند، دستشان فوری می رود بالا و مورد نفرت بقیه دانشجویان هستند.

۲- طبقه دوم دانشجویانی اند که برای این به دانشگاه آمده اند که سربازی نروند. این دسته که قاعدتا تک پسر هستند، با این نیت درس می خوانند که سن پدرشان به جایی برسد که معاف شوند. و قاعدتا زمان فارغ التحصیلی آن ها با سن پدرشان ارتباط تنگاتنگی دارد. حتی دیده شده است که این نوع دانشجویان دست کم در شش سال لیسانس گرفته اند و گاه تا سطح دکتری و فوق دکتری هم ادامه داده اند. برای شناسایی این دسته کافی است به ته نشین های کلاس نگاهی بیندازید. این گروه کسانی اند که هر کلاس را در دو، سه و یا چهار مرتبه می گذارنند.

۳- طبقه سوم دانشجویانی اند که برای شوهریابی پا به دانشگاه گذاشته اند. این گونه که دختر هستند، مدت زمان تحصیلشان با زمان ازدواجشان برابری می کند و متاسفانه گاه تیرشان به هدف نمی خورد و تا سطوح فوق دکتری و بالاتر تحصیل می کنند.

راه شناسایی این دانشجویان این طوری است که در دسته های چندتایی  در کریدور یا حیاط دانشگاه دور هم جمع شده اند و جزوه ای در دست دارند که از پسرهای هم کلاسی شان قرض گرفته اند که قرار نیست هرگز نیم نگاهی به  آن بیندازند. گاه دیده شده است اهل کوه پیمایی جمعی نیز هستند. بعضی از این دانشجویان، که سرانجام از شوهریابی خسته شده اند، بعدها با مدرک فوق دکتری به کوهنوردانی حرفه ای تبدیل شده ند که قله اورست را در ایکی ثانیه فتح می کنند.

۴- طبقه چهارم دانشجویانی اند که سن ورودشان به دانشگاه غیرعادی بالاست. به طوری که گایه سن پدر یا پدربزرگ و ایضا مادر یا مادربزرگ بقیه دانشجویان را دارند. این ها برای این به دانشگاه آمده اند که در محل کارشان ارتقاء شغلی بگیرند و یا با حقوق بالاتری بازنشسته شوند. شناسایی این افراد خیلی خیلی راحت است، چرا که زیاد سر کلاس حاضر نمی شوند و دسته مردهایشان اگر در  دانشگاه دیده شوند، کله کچلشان از دور داد می زند.

۵- طبقه پنجم دانشجویانی اند که فقط و فقط آمده اند مدرکی بگیرند و بروند. این گونه بیشتر در دانشگاه های غیردولتی دیده می شوند. گاه دیده شده است کسی که در جدول ضرب مشکل دارد، مجبور می شود طی شش واد ریاضی که قرار است پاس کند، انتگرال دوگانه و سه گانه را تا درجه سوم حل کند. راه شناسای این گونه، چهره های بهت زده شان است که به استاد و وایت برد و جزوه شان خیره شده اند. اکثر این دانشجویان شاغل اند و دیده شده است بعضی از آن ها به اندازه حقوق سه یا چهار استاد درآمد داشته اند.

۶- طبقه ششم دانشجویانی اند که نه خودشان و نه هیچ کسی در دنیا نیم داند در دانشگاه چه کار می کنند. بیشتر اوقات این گونه در تفریح می گذرد و میزان مشروط شدگی شان بسیار بالاست. گاهی هم بعد از چند ترم، کارشان به اخراج می کشد.

۷- طبقه هفتم دانشجویانی اند که فقط به خاطر چشم و هم چشمی پا به محیط علم و دانش گذاشتهه اند. مهم ترین اعضای این دسته را خانم هایی تشکیل می دهند که عروس یا جاری ای با تحصیلات عالیه داشته اند. این گروه با اینکه سنی ازشان گذشته است، زمانی دست از تحصیل بر می دارند که عروس یا جاری شان خسته شود و اعلام فارغ التحصیلی کند. میزان انگیزه در این دانشجویان بسیار بالاست. گاهی دیده شده است این دانشجویان برای درآوردن چشم رقیبشان، اختراع، اکتشاف و یا نظریات مهمی از خودشان در کرده اند.

ارسال دیدگاه جدید
شما میتوانید نظر و پیشنهاد خود راجب سایت و مطلب را برای ما ارسال کنید.
دیدگاهی ارسال نشده است!